به وقت گُل شدم از توبهٔ شراب خجِل
که کَس مباد ز کِردارِ ناصَواب خجِل
صلاحِ ما همه دامِ رَه است و من زین بحث
نیام ز شاهد و ساقی به هیچ باب خجِل
بوَد که یار نرنجد ز ما به خُلقِ کریم
که از سؤال ملولیم و از جواب خجِل
ز خون که رفت شبِ دوش از سراچهٔ چشم
شدیم در نظر رَهرُوانِ خواب خجِل
رواست نرگسِ مست ار فِکند سر در پیش
که شد ز شیوهٔ آن چشمِ پُر عِتاب خجِل
تویی که خوبتری ز آفتاب و شُکرِ خدا
که نیستم ز تو در رویِ آفتاب خجِل
حجابِ ظلمت از آن بست آبِ خضر که گشت
ز شعرِ حافظ و آن طَبعِ همچو آب خجِل
این غزل را فرصتی برای مکث بگیر؛ کدام بیت با حال امروزت نزدیکتر است؟ احساس و برداشت خودت را بنویس و برای تصمیمها، شرایط واقعی زندگی را هم در نظر بگیر.
این برداشت تحریریهٔ ویرازو است؛ پیشبینی یا تعبیر منسوب به حافظ نیست.