❦

غزل شمارهٔ ۳۰۵

چند لحظه آرام بگیر، نیت کن و غزلت را بخوان.

همهٔ غزل‌ها

به وقت گُل شدم از توبهٔ شراب خجِل

که کَس مباد ز کِردارِ ناصَواب خجِل

صلاحِ ما همه دامِ رَه است و من زین بحث

نی‌ام ز شاهد و ساقی به هیچ باب خجِل

بوَد که یار نرنجد ز ما به خُلقِ کریم

که از سؤال ملولیم و از جواب خجِل

ز خون که رفت شبِ دوش از سراچهٔ چشم

شدیم در نظر رَهرُوانِ خواب خجِل

رواست نرگسِ مست ار فِکند سر در پیش

که شد ز شیوهٔ آن چشمِ پُر عِتاب خجِل

تویی که خوب‌تری ز آفتاب و شُکرِ خدا

که نیستم ز تو در رویِ آفتاب خجِل

حجابِ ظلمت از آن بست آبِ خضر که گشت

ز شعرِ حافظ و آن طَبعِ همچو آب خجِل

برداشتی برای تأمل

این غزل را فرصتی برای مکث بگیر؛ کدام بیت با حال امروزت نزدیک‌تر است؟ احساس و برداشت خودت را بنویس و برای تصمیم‌ها، شرایط واقعی زندگی را هم در نظر بگیر.

این برداشت تحریریهٔ ویرازو است؛ پیش‌بینی یا تعبیر منسوب به حافظ نیست.
متن در گنجور

انتخاب غزل تصادفی است. متن اشعار کلاسیک از داده‌های گنجور؛ برای سرگرمی و تأمل.

بازگشت به فال و سرگرمی

متن آهنگ