❦

غزل شمارهٔ ۳۲۳

چند لحظه آرام بگیر، نیت کن و غزلت را بخوان.

همهٔ غزل‌ها

ز دستِ کوتهِ خود زیرِ بارم

که از بالابلندان شرمسارم

مگر زنجیرِ مویی گیردَم دست

وگر نه سر به شیدایی برآرم

ز چشمِ من بپرس اوضاعِ گردون

که شب تا روز اختر می‌شمارم

بدین شکرانه می‌بوسم لبِ جام

که کرد آگه ز رازِ روزگارم

اگر گفتم دعایِ مِی فروشان

چه باشد؟ حقِّ نعمت می‌گزارم

من از بازویِ خود دارم بسی شُکر

«که زورِ مردم آزاری ندارم»

سری دارم چو حافظ مست لیکن

به لطف آن سری امیدوارم

برداشتی برای تأمل

روزنه‌های کوچک امید را جدی بگیر. به جای منتظر ماندن برای تغییر بزرگ، کاری را انتخاب کن که امروز از دستت برمی‌آید.

این برداشت تحریریهٔ ویرازو است؛ پیش‌بینی یا تعبیر منسوب به حافظ نیست.
متن در گنجور

انتخاب غزل تصادفی است. متن اشعار کلاسیک از داده‌های گنجور؛ برای سرگرمی و تأمل.

بازگشت به فال و سرگرمی

متن آهنگ