❦

غزل شمارهٔ ۴۵۳

چند لحظه آرام بگیر، نیت کن و غزلت را بخوان.

همهٔ غزل‌ها

ای که دایم به خویش مغروری

گر تو را عشق نیست معذوری

گِرد دیوانگانِ عشق مگرد

که به عقلِ عقیله مشهوری

مستیِ عشق نیست در سرِ تو

رو که تو مستِ آبِ انگوری

روی زرد است و آه دردآلود

عاشقان را دوایِ رنجوری

بگذر از نام و ننگ خود حافظ

ساغر مِی‌ طلب که مخموری

برداشتی برای تأمل

به خواسته‌های قلبت گوش بده و در کنارش مرزها و نیازهای خودت را بشناس. توجه و مهربانی وقتی ارزشمندند که دوطرفه باشند.

این برداشت تحریریهٔ ویرازو است؛ پیش‌بینی یا تعبیر منسوب به حافظ نیست.
متن در گنجور

انتخاب غزل تصادفی است. متن اشعار کلاسیک از داده‌های گنجور؛ برای سرگرمی و تأمل.

بازگشت به فال و سرگرمی

متن آهنگ