غزلهای حافظ
فال بگیرغزل ۳۸۵
یا رب آن آهوی مشکین به خُتَن باز رسانغزل ۳۸۶
خدا را کم نشین با خرقه پوشانغزل ۳۸۷
شاه شمشادقدان، خسرو شیریندهنانغزل ۳۸۸
بهار و گل طربانگیز گشت و توبهشکنغزل ۳۸۹
چو گل هر دم به بویت جامه در تنغزل ۳۹۰
افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمنغزل ۳۹۱
خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟غزل ۳۹۲
دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدنغزل ۳۹۳
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدنغزل ۳۹۴
ای روی ماهمنظر تو نوبهار حُسنغزل ۳۹۵
گُلبرگ را ز سُنْبُلِ مُشکین، نِقاب کُنغزل ۳۹۶
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کنغزل ۳۹۷
ز در در آ و شبستان ما منور کنغزل ۳۹۸
ای نور چشم من سخنی هست گوش کنغزل ۳۹۹
کرشمهای کن و بازار ساحری بشکنغزل ۴۰۰
بالابلندِ عِشْوِهگرِ نقشبازِ منغزل ۴۰۱
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز منغزل ۴۰۲
نکتهای دلکَش بگویم خالِ آن مَهرو ببینغزل ۴۰۳
شراب لعلکش و روی مهجبینان بینغزل ۴۰۴
میفکن بر صف رندان نظری بهتر از اینغزل ۴۰۵
به جان پیر خرابات و حق صحبت اوغزل ۴۰۶
گفتا برون شدی به تماشای ماهِ نوغزل ۴۰۷
مزرعِ سبزِ فلک دیدم و داسِ مه نوغزل ۴۰۸
ای آفتاب آینه دار جمال تو
یا رب آن آهوی مشکین به خُتَن باز رسانغزل ۳۸۶
خدا را کم نشین با خرقه پوشانغزل ۳۸۷
شاه شمشادقدان، خسرو شیریندهنانغزل ۳۸۸
بهار و گل طربانگیز گشت و توبهشکنغزل ۳۸۹
چو گل هر دم به بویت جامه در تنغزل ۳۹۰
افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمنغزل ۳۹۱
خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟غزل ۳۹۲
دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدنغزل ۳۹۳
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدنغزل ۳۹۴
ای روی ماهمنظر تو نوبهار حُسنغزل ۳۹۵
گُلبرگ را ز سُنْبُلِ مُشکین، نِقاب کُنغزل ۳۹۶
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کنغزل ۳۹۷
ز در در آ و شبستان ما منور کنغزل ۳۹۸
ای نور چشم من سخنی هست گوش کنغزل ۳۹۹
کرشمهای کن و بازار ساحری بشکنغزل ۴۰۰
بالابلندِ عِشْوِهگرِ نقشبازِ منغزل ۴۰۱
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز منغزل ۴۰۲
نکتهای دلکَش بگویم خالِ آن مَهرو ببینغزل ۴۰۳
شراب لعلکش و روی مهجبینان بینغزل ۴۰۴
میفکن بر صف رندان نظری بهتر از اینغزل ۴۰۵
به جان پیر خرابات و حق صحبت اوغزل ۴۰۶
گفتا برون شدی به تماشای ماهِ نوغزل ۴۰۷
مزرعِ سبزِ فلک دیدم و داسِ مه نوغزل ۴۰۸
ای آفتاب آینه دار جمال تو