غزلهای حافظ
فال بگیرغزل ۷۳
روشن از پرتوِ رویت نظری نیست که نیستغزل ۷۴
حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیستغزل ۷۵
خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بیچیزی نیستغزل ۷۶
جز آستان تواَم در جهان، پناهی نیستغزل ۷۷
بلبلی، برگِ گُلی خوشرنگ در مِنقار داشتغزل ۷۸
دیدی که یار، جُز سَرِ جور و سِتَم نَداشتغزل ۷۹
کنون که میدمد از بوستان، نسیمِ بهشتغزل ۸۰
عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزهسِرِشت!غزل ۸۱
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفتغزل ۸۲
آن تُرکِ پَری چِهره که دوش اَز بَرِ ما رَفتغزل ۸۳
گر ز دستِ زلفِ مُشکینت خطایی رفت رفتغزل ۸۴
ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفتغزل ۸۵
شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفتغزل ۸۶
ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفتغزل ۸۷
حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان گرفتغزل ۸۸
شنیدهام سخنی خوش که پیرِ کنعان گفتغزل ۸۹
یا رب سببی ساز که یارم به سلامتغزل ۹۰
ای هدهد صبا به سبا میفرستمتغزل ۹۱
ای غایب از نظر به خدا میسپارمتغزل ۹۲
میرِ من خوش میروی کاندر سر و پا میرمتغزل ۹۳
چه لطف بود که ناگاه رَشحِهٔ قَلَمَتغزل ۹۴
زان یارِ دلنوازم، شُکری است با شکایتغزل ۹۵
مدامم مست میدارد، نسیمِ جَعدِ گیسویتغزل ۹۶
دردِ ما را نیست درمان الغیاث
روشن از پرتوِ رویت نظری نیست که نیستغزل ۷۴
حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیستغزل ۷۵
خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بیچیزی نیستغزل ۷۶
جز آستان تواَم در جهان، پناهی نیستغزل ۷۷
بلبلی، برگِ گُلی خوشرنگ در مِنقار داشتغزل ۷۸
دیدی که یار، جُز سَرِ جور و سِتَم نَداشتغزل ۷۹
کنون که میدمد از بوستان، نسیمِ بهشتغزل ۸۰
عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزهسِرِشت!غزل ۸۱
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفتغزل ۸۲
آن تُرکِ پَری چِهره که دوش اَز بَرِ ما رَفتغزل ۸۳
گر ز دستِ زلفِ مُشکینت خطایی رفت رفتغزل ۸۴
ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفتغزل ۸۵
شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفتغزل ۸۶
ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفتغزل ۸۷
حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان گرفتغزل ۸۸
شنیدهام سخنی خوش که پیرِ کنعان گفتغزل ۸۹
یا رب سببی ساز که یارم به سلامتغزل ۹۰
ای هدهد صبا به سبا میفرستمتغزل ۹۱
ای غایب از نظر به خدا میسپارمتغزل ۹۲
میرِ من خوش میروی کاندر سر و پا میرمتغزل ۹۳
چه لطف بود که ناگاه رَشحِهٔ قَلَمَتغزل ۹۴
زان یارِ دلنوازم، شُکری است با شکایتغزل ۹۵
مدامم مست میدارد، نسیمِ جَعدِ گیسویتغزل ۹۶
دردِ ما را نیست درمان الغیاث